سحرگاه رفتن
قالب وبلاگ

یک نفر با انگشت روی خاک مینوشت:رفیق

پرسیدند :چه میکنی؟

گفت:چون میسر نیست من را کام او

عشق بازی میکنم با نام او...

[ ۱۳٩٢/۱٠/٦ ] [ ۸:۳٤ ‎ب.ظ ] [ سحرشهریاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گفتم غم تو دارم چیزی نگفت و بگذشت حافظ خوشا به حالت یارم گذشت و یارت گفتا غمت سرآید....
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

کد بارش ستاره های زرد


رفتـــ 25

fal01 ابزار فال حافظ
فال حافظ