سحرگاه رفتن
قالب وبلاگ

امروزخیلی سخت گذشت..

خیلی دلتنگ بودم...

دلتنگ تو...

برای اولین بار دلم برای خودم سوخت :::

برای دلم....

حق این دل این نیست ::::

مسافری را تصور کنید..

هرکی وقتی مسافره و از سفر برمیگرده دوست داره به استقبالش اومده باشن..

اگه فرودگاه یا تا ترمینال نشد اشکال نداره..

سر خیابونم خوبه...

اگه سر خیابونم نشد اشکال نداره..

جلوی در هم مسافر دوست داره..

 

اگر جلوی درم نشد بازم مهم نیست..پشت درم دوست داشتنیه...

همینکه میدونی اونی که دنیاته منتظرته ،خودش یه دنیاست.. اما...

وقتی این مسافر همینکه تمامه اینارو قبل اومدن برای خودش مرور میکنه و فقط جای خالیه زندگیشو میبینه... ::::

[ ۱۳٩٢/٩/۱ ] [ ٩:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سحرشهریاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گفتم غم تو دارم چیزی نگفت و بگذشت حافظ خوشا به حالت یارم گذشت و یارت گفتا غمت سرآید....
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

کد بارش ستاره های زرد


رفتـــ 25

fal01 ابزار فال حافظ
فال حافظ