سحرگاه رفتن
قالب وبلاگ

خیلی سخته اگه ادمی ازسمت خداش تحریم عاطفی بشه

اونوقته که دیگه دنیاوادماش,دنیاولذت هاش,دنیاودارایی هاش برات هیچ ارزشی نداره

اونوقته که دیگه زندگی براش نکبت بارولحظه لحظه هاش براش اندازه یه عمرمیگذره

خیلی سخته اگه ادمی روقلتک ازمایشات سخت قراربگیره

اونوقته که دیگه خداهم خوشش میادوبعدازاین امتحان ,یه امتحان دیگه واین قصه سردرازدارد

غافل ازاینکه بابا,ای خدای عزیز

این دختردل نازک قصه ماصبروتحملش تاحدیه,بی حرمتی نباشه ها منظورم اینه که

چندتاامتحان قراره ازش بگیری؟

به بزرگیت قسم همه راتحمل میکنم ولب ازشکایت بازنمیکنم وفقط شکرمیکنم

مثل گذشته نه چندان دور.....

امادیگه تحمل این یکی روندارم

تحریم عاطفی ازسمت ترومیگم که میدونم طاقت نمیارم

متوسل به هراهریمنی میشم وفریب ظاهرمهربانشومیخورم که شایدجرعه ای محبت ازش گدایی کنم

اره این عاقبت سزاوارکسی است که خداش اونوکنارگذاشته باشه

اره میدونم بیراهه زیادرفتم

پشیمانم

اماهنوزهم پاهام میلرزه

میگن بایه گل بهارنمیشه

امابرامنی ک لحظه لحظه زندگی برام سنگین میگذره

2بارافکارپست شیطان و ردمیکنم ودفعه سوم بی اراده به سمتش میرم

همیشه یه امیدی تودلم هست که

درهمان لحظات سخت دوباراول که پیروزمیدانم یه هودلم صدابده که خدا.......

[ ۱۳٩٢/٩/٩ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سحرشهریاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گفتم غم تو دارم چیزی نگفت و بگذشت حافظ خوشا به حالت یارم گذشت و یارت گفتا غمت سرآید....
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

کد بارش ستاره های زرد


رفتـــ 25

fal01 ابزار فال حافظ
فال حافظ