سحرگاه رفتن
قالب وبلاگ

ازپاییز92بیزارم

بدترین فصل زندگیم بود

ک

همش یاس وحضورشیطان بود

همش ناسپاسی وگله بود

مثل معتادی که دربندترک باشه

درپاییز92تمام زندگیم راباختم

به هردری کوبیدم

زجه زدم

فریادزدم

شکایتم راباسکوت نشان دادم

هماننددیوانه ها

لحظه ای گریستم

و

لحظه ای رقصیدم

........

نگذاشتم هیچ بفهمند

ک

چقدباردلم سنگین است

نابودشدم

و فقط ای کاش درپس این نابودی

فراموشی تویاشد

که بعد از این

دلم راداغ میکنم تاهمیشه ب یاد

داشته باشد

اهل عاشقی نیست

وباحس قشنگ دوست داشتن

برای همیشه وداع خواهم گفت

و ای کاش

درپس این نابودی بازاشتی و

بازگشت به سمت حضرتش باشد

که

نتیجه این حادثه فقط شادی شیطان بود....

بازا بازا

هرانچه هستی بازا

گرکافرو........

بازا

[ ۱۳٩٢/٩/٢٥ ] [ ٧:٤٢ ‎ب.ظ ] [ سحرشهریاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گفتم غم تو دارم چیزی نگفت و بگذشت حافظ خوشا به حالت یارم گذشت و یارت گفتا غمت سرآید....
نويسندگان
لینک دوستان
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

کد بارش ستاره های زرد


رفتـــ 25

fal01 ابزار فال حافظ
فال حافظ