یادش بخیر....

یادش بخیر............

 

 

1کلاس کوچک میزهای تنگ3 نفره ک همیشه سر اینک کی سر میز بشینه دعوا بود

 

 

1تخته سیاه و1خوب ها بدها

 

 

موقع امتحان همیشه کیف هامونو میزاشتیم رومیز بینمون ک تقلب نکنیم

 

 

هی....

 

 

یادمه معلم کلاس اولمون یه خانم مسن سالی بودن ک من همیشه ازش میترسیدم

 

 

اونم یکی ازبچه های کلاسو خیلی دوست داشت و به قول معروف سوگلیش

 

بود.....

 

 

اگه زنده است امیدوارم خدابهش سلامتی بده و اگرفوت کرده خدابیامرزدش....

/ 21 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
besharat

خدا نکشتت منو یاد بچگی هام انداختی خیلی پستت قشنگ بود خیلی

محمد حامد

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از ماجراست

دوست داشتنی

چه جالب درست عین من[لبخند]

◕◕◕ چشــــــــــــم های در انتظار یــــــــــــــــار◕◕◕

_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤¤&

محمد علی

موهایش سفید شده بود... کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود!!!

محمد علی

من از دلتنگي هايم براي کسي مينويسم که... حتي يک بار... حتي يک بار... دلش برايم تنگ نشد!! [افسوس]

یاسر

عالی بود مرسی[گل][گل][گل]

منتظر

بسیار بسیار عالییییییییییییییییییییی معلم کلاس اولمو خیلی دوست داشتم...فوق العاده بودن...درود[گل]

عارف

سلام دوست عزیزم[گل][لبخند] وبلاگ ("من و دنیای چولوکی")آپ شد با موضوع(" تاریخچه روز ولنتاین") خوشحال می شم با حضور پر رنگت به وبلاگم حس و حال خاصی بدی[پلک] اینم ادرسه وبلاگمه اگه نداری http://choloki.persianblog.ir/post/103

raha

آخی یادش به خیر!!!! چه روزای خوشی داشتیم